گواه
لایه شفافیت بازار
بازار فعال

راهنما

این صفحه توضیح می‌دهد اعداد و کارنامه‌های گواه چطور خوانده می‌شوند — بدونِ فروش، بدونِ توصیه.

۱. گواه چه می‌کند و چه نمی‌کند

گواه واقعیتِ ثبت‌شده را نشان می‌دهد: تحلیل‌گری در یک لحظه‌ی مشخص چه گفته، و بعد چه اتفاقی افتاده. همین.

ما به شما نمی‌گوییم چه بخرید یا چه بفروشید. هیچ رتبه‌بندیِ «بهترین تحلیل‌گر»، هیچ توصیه‌ی خرید/فروش، و هیچ پیش‌بینی از طرفِ ما در این پلتفرم وجود ندارد. آنچه می‌بینید، تحلیلِ ثبت‌شده و نتیجه‌ی خودکارِ آن است — تصمیمِ استفاده از آن، با خودِ شماست.

۲. چطور یک تحلیل خوانده می‌شود

هر تحلیل چند جزء دارد که همیشه با هم دیده می‌شوند:

  • ورود — قیمتی که تحلیل از آن شروع شده.
  • هدف — قیمتی که تحلیل‌گر پیش‌بینی کرده.
  • جاه‌طلبی — فاصله‌ی هدف تا قیمتِ ورود. هدفِ نزدیک راحت‌تر لمس می‌شود؛ هدفِ دور سخت‌تر. یک نرخِ برد را همیشه کنارِ جاه‌طلبی‌اش بخوانید، نه تنها.
  • تایم‌فریم — مدتی که برای رسیدن به هدف تعیین شده. تحلیلِ کوتاه‌مدت و بلندمدت دو کارِ متفاوت‌اند؛ یکی «بهتر» از دیگری نیست.
  • وضعیت — باز، موفق یا ناموفق. تا وقتی بازه‌ی زمانی تمام نشده، وضعیت «باز» می‌ماند.

وقتی تحلیل بسته می‌شود، عددِ «بازدهِ محقق‌شده» با علامتِ واقعیِ بازار نمایش داده می‌شود — یعنی در یک تحلیلِ نزولیِ موفق، این عدد می‌تواند منفی باشد. نتیجه را برچسبِ موفق/ناموفق نشان می‌دهد، نه علامتِ عدد.

۳. چطور نتیجه تعیین می‌شود

قیمت و زمانِ ثبت، همان لحظه قفل می‌شوند — نه تحلیل‌گر و نه گواه، هیچ‌کدام نمی‌توانند بعداً تغییرش دهند. نتیجه را سیستم، هر روز و به‌صورتِ کاملاً خودکار، از دادهٔ واقعیِ بازار تعیین می‌کند: آیا قیمت به هدف رسیده («لمس») یا زمان تمام شده بدونِ رسیدن.

جزئیاتِ کاملِ این مکانیزم — از جمله لمسِ هدف، توقفِ نماد و موارد استثنا — در صفحه‌ی «چطور کار می‌کند» توضیح داده شده.

۴. چطور یک کارنامه خوانده می‌شود

نرخِ برد به‌تنهایی گمراه‌کننده است. باید همیشه کنارِ سه چیزِ دیگر دیده شود: جاه‌طلبیِ هدف، تعدادِ نمونه (زیرِ ۲۰ تحلیلِ بسته‌شده، آماری نمایش داده نمی‌شود چون قابلِ‌اتکا نیست)، و توزیعِ نتایج (نه فقط میانگین).

مثال: «تحلیل‌گر الف: نرخِ برد ۹۰٪، میانه‌ی جاه‌طلبی ۱٪. تحلیل‌گر ب: نرخِ برد ۵۵٪، میانه‌ی جاه‌طلبی ۱۲٪. این دو کارِ متفاوتی می‌کنند و با یک عدد قابلِ مقایسه نیستند.»

الف و ب در این مثال فرضی‌اند — نمونه‌ای برای نشان‌دادنِ اصل، نه تحلیل‌گرِ واقعیِ روی گواه.

یک نکته‌ی دیگر: کارنامه همیشه به یک دورهٔ زمانیِ مشخص مربوط است. شرایطِ بازار در دوره‌های مختلف فرق می‌کند، پس دوره‌ی محاسبه را هم کنارِ عدد ببینید.

۵. چرا تحلیل‌ها متناقض‌اند

هر معامله یک خریدار دارد و یک فروشنده. یعنی همیشه یک نفر صعودی فکر می‌کند و یک نفر نزولی — این خودِ تعریفِ بازار است، نه نقصِ سامانه. وقتی روی یک نماد چند تحلیلِ متضاد می‌بینید، دارید واقعیتِ بازار را می‌بینید، نه خطای گواه.

«جعبه‌ی اجماع» در صفحه‌ی هر نماد صرفاً این واقعیت را می‌شمارد و نشان می‌دهد — چند تحلیلِ فعال صعودی‌اند، چند تا نزولی — و آن را جمع‌بندی یا توصیه نمی‌کند. گواه تحلیلِ متضاد را سانسور نمی‌کند.

۶. آنچه گواه نمی‌داند

گواه دقتِ تاریخیِ یک تحلیل‌گر را نشان می‌دهد، اما چیزهایی درباره‌ی شما نمی‌داند: افقِ زمانیِ سرمایه‌گذاریِ شما، وضعیتِ مالی‌تان، و میزانِ تحملِ ریسکتان. این‌ها را فقط خودتان می‌دانید.

تصمیمِ تخصیصِ سرمایه — اینکه چقدر، روی چه چیزی، و کِی — همیشه با خودِ شماست. گواه ابزارِ سنجش است، نه جایگزینِ این تصمیم.

۷. واژه‌نامه‌ی کوتاه

ورود
قیمتی که تحلیل از آن آغاز شده.
هدف
قیمتی که تحلیل‌گر پیش‌بینی کرده تحلیل به آن برسد.
جاه‌طلبی
فاصله‌ی هدف تا قیمتِ ورود، به‌صورتِ درصد.
تایم‌فریم
بازه‌ی زمانیِ تعیین‌شده برای رسیدن به هدف.
نرخِ برد
سهمِ تحلیل‌های بسته‌شده‌ای که به هدف رسیدند.
بازدهِ محقق‌شده
تغییرِ قیمت از ورود تا خروج، با علامتِ واقعیِ بازار.
اجماع
شمارشِ تحلیل‌های فعالِ عمومی روی یک نماد؛ صرفاً تجمیع، نه توصیه.
لمسِ هدف
لحظه‌ای که قیمتِ بازار به هدفِ تعیین‌شده می‌رسد.